عبد الرزاق اللاهيجي
323
گوهر مراد ( فارسى )
فصل دوازدهم از باب سوّم از مقالهء دوّم در بيان كيفيّت دخول شرور در قضا و قدر الهى چون ثابت شد كه جميع موجودات واقعند به قضا و قدر الهى و از جملهء موجودات به حسب ظاهر شرورى است « 1 » كه واقع است در عالم ؛ پس لا بد است از بيان آنكه صدور شرور از خير محض چگونه ممكن تواند بود و لا بد است اول از تحقيق « 2 » ماهيّت شر . بدان كه شرّ اطلاق كرده نشود مگر بر عدم وجودى ، مانند موت و فقر ؛ و يا بر عدم كمال وجودى ، مانند جهل و عمى ؛ و يا بر وجود از اين جهت كه مؤدّى است به عدم وجودى يا عدم كمال وجودى ، مانند برودت مفرطه و حرارت شديده ، و هرگز اطلاق كرده نشود شر بر وجود ، يا بر موجود « 3 » ، مگر به اعتبار سببيّت او مر عدم وجودى و كمالى را ، و يا به اعتبار مانعيت او از قبول وجودى يا كمالى ؛ و بر جميع امور وجوديه كه اطلاق شرور كرده مىشود ، چون تأمل و تفتيش كرده شود ، شريّتش راجع شود به عدم نه به وجود ؛ مانند افعال قبيحه ، چون ظلم و زنا . و مانند اخلاق رذيله ، چون بخل و جبن . و مانند كيفيات
--> ( 1 ) الف : شرور است . ( 2 ) الف : بيان . ( 3 ) ج : بر وجود .